#زمینه|ازخیمهبرونآید
از خیــمه برون آیــد
راهـی طـرف میــدان
او میــرود از دستــــم
من پشت سرش گریـان
جان آب به سرش بستــه
اما مِیِ پیغمبر پیغمبر عاشورا
ای وای علیاکبر .. ای وای علیاکبر
ای وای علیاکبر .. ای وای علیاکبر
غلتیــده به خونِ خود با نیــزهِیی در پهـلو
صد تکهی بیجانــش افتاده زمیــن هر سو
گم گشته در این صحرا اعضای تنــش آخر
میــگردمُ دنبالــش
ایِ وای علیاکبــر .. ایِ وای علیاکبــر
ایِ وای علیاکبــر .. ایِ وای علیاکبــر
فریــاد عَطَــش بابا
روح از تن من برده زین پس به حسین گویم
مظلــوم جــوان مــرده پهلوی تو مجــروحُ
هم درد تو شد مــادر خون در دهنت لَختِه
ایِ وای علیاکبــر .. ایِ وای علیاکبــر
ایِ وای علیاکبــر .. ای وای علیاکبــر
داغ تو چه سنگیــن است
ایلیدیم بالام بالام ایلیدیم بالام بالام
داغ تو چه سنگین است پیدا نشود مرهم
در بیــن عبا چیدم اعضــای تو را درهم
پیــدا نشده دستــت با گریه زدم بر سر
لشکــر همه خندیـدن
ایِوای علیاکبــر .. ایِ وای علیاکبــر
ایِ وای علیاکبــر .. ایِ وای علیاکبــر
برخیــز و ز جا بنگر چشم بد قاتلها
نامــوس خدا آمد در بیــن اراذلها
آبروی من رفتُ برگرد به حرم خواهــر
آبروی من رفتُ برگرد به حرم خواهــر
خــاک بر ســر دنیا شــد
ایِـ وای علیاکبــر .. ایِـ وای علیاکبــر
ایِـ وای علیاکبــر .. ایِـ وای علیاکبــر
بــابــا بــابــا
چــرا میــدان پر از یال عقاب شد
بــابــا بــابــا بــابــا بــابــا
چرا میــدان پر از یال عقاب شـد
چرا پس مرکب تو بیرکاب شـد
گمـون کنم دیگه خونهام خرابه
بــابــا بــابــا
چــرا کمتــر ز کمتر دیــده میشی
مث شمشیــر لبپریده میشی
علی هم قد اصغر دیده میشه
وای نفــس بکــش
نبضــت دیگه نمیــزنه
جلو چشمام این سینه خِسخِس میکنه
چیــکار کنم چیزی نمونده از تنــت
در آوردم سرنیــزه از تو دهنــت
بالام ای وای علــی علــی علــی علــی
بــابــا بــابــا
زره زره
با این کم بودنم برام عزیــزی
میــخام بردارمت که ریز ریزی
میتــرسم از سر دستــم بریزی
تــکه تــکه
تــکه تــکه