پسر ارشد زهرا، یل حیدر حسن است
وسط معرکه دیدند جلوتر حسن است
گفتی عباس، حسین است و حسین، عباس است
بخدا اسوهٔ این هر دو برادر حسن است
حسنبنعلی آقای همه
حسنبنعلی عشق فاطمه
حسنبنعلی نائب علی
حسنبنعلی رفته به علی
ااااااای حسنبنعلی
.....
بیزره رفت به میدان که بگوید حسن است
ترسی از تیر ندارد زرهش پیرهن است...
دستخطی حسنی داشت که ثابت میکرد
سیزده سال، به دنبال حسینی شدن است!
قاسمبنحسن سرباز حسین
قاسمبنحسن همراز حسین
قاسمبنحسن شاگرد حسن
مثل پروانه بر گِرد حسن
ااااااای حسنبنعلی