خیمه
کاور هیمنه قاسم، تنتنه قاسم

هیمنه قاسم، تنتنه قاسم

کربلاییی حسین طاهری

چه صدایی دارد ، زلف رهایی دارد

چه کمالی چه جمال دلربایی دارد

باد طوفان شده تا ، بین مویش رفته

چشم و ابروان قاسم به عمویش رفته

می چکد همراه عسل از لب هایش

اشک از چشمانش ، جان من قربانش

شد بلاگردان عموی عطشانش

من بلاگردانش من بلاگردانش

هیمنه قاسم ، صدا ، تنتنه قاسم

قله ی اسلام حسن ، دامنه قاسم

حسن مهابت بنازم قد و‌قامت

سلسله ی آل کریمان به سلامت

یابن الحسن یا قاسم

….

نعره ها کوبنده ، مثل اسد غرنده

پسر شیر جمل سلطنتت پاینده

قطره دریا شده تا بین حریمش رفته

پسر حسن به بابای کریمش رفته

طبق نص مقتل ، در جوانمردی یل

چشم‌هایش آتش ، ابروانش مشعل

سیرت و سیمایش ، قامت رعنایش

رفته به بابایش  رفته به بابایش

هیبت قاسم ، قمر صورت قاسم

فاتح پیکاره ، صدالبته قاسم

دیدنی میشه یه روز رجعت قاسم

جونم و‌میدم برا حضرت قاسم

یابن الحسن یا قاسم

چه صدایی دارد.