چه صدایی دارد ، زلف رهایی دارد
چه کمالی چه جمال دلربایی دارد
باد طوفان شده تا ، بین مویش رفته
چشم و ابروان قاسم به عمویش رفته
می چکد همراه عسل از لب هایش
اشک از چشمانش ، جان من قربانش
شد بلاگردان عموی عطشانش
من بلاگردانش من بلاگردانش
هیمنه قاسم ، صدا ، تنتنه قاسم
قله ی اسلام حسن ، دامنه قاسم
حسن مهابت بنازم قد وقامت
سلسله ی آل کریمان به سلامت
یابن الحسن یا قاسم
….
نعره ها کوبنده ، مثل اسد غرنده
پسر شیر جمل سلطنتت پاینده
قطره دریا شده تا بین حریمش رفته
پسر حسن به بابای کریمش رفته
طبق نص مقتل ، در جوانمردی یل
چشمهایش آتش ، ابروانش مشعل
سیرت و سیمایش ، قامت رعنایش
رفته به بابایش رفته به بابایش
هیبت قاسم ، قمر صورت قاسم
فاتح پیکاره ، صدالبته قاسم
دیدنی میشه یه روز رجعت قاسم
جونم ومیدم برا حضرت قاسم
یابن الحسن یا قاسم
چه صدایی دارد.