شیر به نخجیر آمد / صدای تکبیر آمد
رداکشان پیر آمد / شاه جهانگیر آمد
حسن به تکثیر آمد / علی به تصویر آمد
موج خروشان / مرد رجزخوان
یکّهی دوران / فاتح میدان
حسنشمائل / جلوهٔ جانان
میجنگند میگوید اباالفضل
قاسم.... جان ...
کاملاً حسن / واقعاً حسن
خلقاً خُلقاً / عقلاً منطقاً حسن
در سخن حسین / در عمل حسن
فرزند حسن / تکرار اباالحسن
❖ قاسم... قاسم... جانم... قاسم❖
چه پهلوانی آمد / علیِ ثانی آمد
رخ آسمانی آمد / به آیهخوانی آمد
به چه جوانی آمد / چه قهرمانی آمد
کوه مقاوم / جان به قاسم
ذکر حسینش / بود مداوم
بر همهجایِ / معرکه حاکم
⚔ میجنگد میگوید عمویش
جان...قاسم ...
دلنشین حسن / دلربا حسن
جانم جانم / قاسم مرحبا حسن
گوییا فرس / کرده زین حسن
انگار جمل را / زده بر زمین حسن
قاسم... قاسم... جانم ...قاسم