خیمه
کاور گفتا قاسم به فغان

گفتا قاسم به فغان

کربلایی حسین طاهری

گفتا قاسم به فغان

ای شاه تشنه لبان

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

دلتنگم بیقرارم، حال پرواز دارم

عاجزانه سرم را بر دامانت گذارم

فرماندهٔ غریبی، من هم سرباز و یارم

بر دوشم بار گران

درمانم را برسان

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

از بابای کریمم، نامه دارم برایت

بابایم گفته باید، جانم باشد فدایت

می‌دانم بیقراری، قربان گریه‌هایت

من هستم نوحه‌کنان

جا ماندم از همگان

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان